تبليغاتX
فقط به یاد تو که تنهاترینی
 
!!!ما می رویم گرچه ز الطاف دوستان بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است
   
 

 

vidamaloos

من سکوت خویش را گم کرده ام

لاجرم در این هیاهو گم شدم

من که خود افسانه می پرداختم

عاقبت افسانه مردم شدم

ای سکوت ای مادر فریاد ها

ساز جانم از تو پر آوازه بود

 تا در آغوش تو در راهی داشتم

چون شراب کهنه شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بار من شکفت

تو مرا بردی به شهر یاد ها

 من ندیدم خوشتر از جادوی تو

ای سکوت ای مادر فریاد ها

گم شدم در این هیاهو گم شدم

تو کجایی تا بگیری داد من

گر سکوت خویش را می داشتم

زندگی پر بود از فریاد من...............(فریدون مشیری)

                                                                                                                 " به یاد تو "

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
   

 

ـ حکایت روز بارانی فراموش شده بود......

نگاهها سرد و خشکیده رو به خاک و نه به آسمان بود!دریای پاکی ها خشک شده بود و خارها دیگر گل را به روی خود نشان نمی دادند...!

سیاهی قلب همگان را تیره کرده بود...من مانده بودم و امیدهای یخ زده در دلم...چقدر ترسیده بودم...زندگی برایم واژه ی غریب می نمود...!

می رفتم!بی آنکه بدانم کجا،فقط می رفتم...سرد بود.انگار در آن تاریکی نور ناشناخته مانده بود!وسعت آسمان پیش رویم،تنگی سینه رو به رویم...چه می کردم؟!اگر تو جای من بودی سکوتت را فریاد می کردی یا صدایت را در سینه پنهان؟

ترسیده بودم،حتی جرات فرار هم نداشتم!!!چشمانم را بسته بودم و فقط خدایم را می خواندم،دلسرد و غمگین گوشه ای گم شده بودم!

نه صدایم کردند،نه فریادشان کردم.شاید سالها طول کشید تا اکنون چشمانم را گشوده ام...خدا مرا صدا می کرد...................!

دست نوشته:ویدا

"به یاد تو "

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
 

 

چندروزیه که دلم بد جور گرفته دلم هوای بی هیچکس بودن رو داره
 دیگه این دل واسه ما دل نمیشه!!!

خیلی فکر کردم که امروز چی بنویسم که به دل تو بشینه ( می خوام از زندگی بنویسم (موضوع تکراریه
سهراب میگه :زندگی چیزی نیست که که لب طاقچۀ عادت از یاد منو تو برود
راست میگه سهراب نمی شه فرار کرد راه گریز نیست ناچاریم به موندن و دلتنگیهامون رو شمردن
از دید بعضی ها مثل دکارت و شریعتی و نیچه و .. زندگی پیچیده ترین کلامه
زندگی فرصتیه برایه بوییدن گل از دید بعضی ها مثل سهراب و نیما و..
از دید بعضی ها مثل صادق هدایت و انتوان ارتو و...  زندگی یه زخم زیبا و بدخیمه
(چون امشب حالم خوب نیست از دید سومی به قضیه نگاه میکنیم)
صادق هدایت میگه :در زندگی زخم هایی است مانند خوره که روح انسان را آهسته در انزوا می خورد و  

می تراشد
این جمله اگر چه تلخه ولی واقعیت محضه : زخم _ زخم _ زخم ...  تاحالا به این کلمه فکر کردید :زخم
بهرام بیضایی میگه:زخم ها رو باید تحمل کرد طول میکشه ولی خوب میشه
راست میگه استاد تجربه ثابت کرده غیر از تحمل کاری دیگر نمیشه کرد ولی
بعضی مواقع جاش میمونه (جای یه زخم سمت چپ قلب آزار میده آدمو)

 


چی میخواستیم بنویسیم چی شد!!! از زندگی به زخم رسیدیم
شاید یه کم  تند رفته باشم ولی باور کنید که زندگیه امروزی یک زخم بیش نیست
با شعر قشنگ سهراب حرفهامو نیمه تموم میذارم:
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است رختها رابکنید آب در یک قدمی است.......

 

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
 

کاشکی می شد که دیگه هیچ غمی نباشه

توی دلای عاشقا  غصه و ماتمی نباشه

کاشکی می شد  نا امیدی جاش رو با تو عوض می کرد

چشای خیس و گریون با عشق معامله می کرد

کاشکی میشد تنهایی ها پر  می شدن با عطر تو

کسی نبود اینچنین دلتنگ اون نگاه تو

کاشکی می شد هرکی پیش دلدارش می بود

اینجوری بی کسی هم فقط یه واژه ی بیگانه بود...(ویدا)

                                                                                             "به یاد تو"

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
 

 

...

و باز این من هستم که به سراغ همان خودکار آبی بی جوهر هجوم می برم و

بر صفحه های بی خط دفترم جملاتی از ذهن خسته ی خود مکتوب می کنم......

...و اما این بار با تو سخن می گویم.می نویسم تا بخوانی،می نویسم تا بدانی،می نویسم

تا فکر کنی بر آنچه بر تو گذشت.

و حالا می خواهم با ذغال سیاه چشمانم بر قلب تو احساس را حک کنم تا هر زمان که آن را با چاقوی

معنا آن را پاره پاره کردی، اشکی از من باز یابی که تنهایی تو را با خود می شوید.

از منی یاد کنی که همیشه نگاهت را در کنج کوله بارم به همراه دارم.

اگر می نویسم

به خاطر قلبم است،زیرا که دستان گرم تو بود که قلب یخی ام را نوازش داد

زیرا که نگاه نقره ایت به نوشتن آموخت  و آتشی که از آن روشن کرد هنوز رنگ خاموشی به خود

نگرفته،اما کم نور شده.آری،آتش سوزان قلبم که روزی خورشید شبهای عاشق بود

تبدیل به نور شمعی کم سو شده که می خواهد جاده سیاه چشمان  تو را طی کند

اما باز هم به فانوس خیره ی نگاهت احتیاج دارد.

آری،آمده ام تا روزهای رنگین پاییزی را به تو یاد آور شوم، روزهایی که زرد بودند اما کنار تو شیرین

گذشتند. و حالا آمده ام تا کمک کنی،کمکم کنی تا با هم بتوانیم طلوع مهتاب را به

فراموش شدگان عشق نشان دهیم و بگوییم که هستند کسانی که هنوز دیده ی تر و

دل خیسی دارند اما تن به فراموشی تسلیم نکرده اند و هنوز به لطف خدای عشق

ایمان دارند.....

(ویدا)

 

" به یاد تو "

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
 

    

 ...

روزهای زیادی گذشته بود ولی من هنوزازیک غم بزرگ رنج می بردم.دردی که شاید آخرین توان من را هم

 

 از دستانم می ربود و به یغما می برد و این تن خاکی را خاکی تر می کرد و عملا به فراموشی می سپرد.آنقدر

 

 خسته بودم که صدای سرد قلبم را در چشمان نیمه سوز خود می دیدم.شبی که خیلی ناراحت و نا امید از همه ی

 

 اطرافیان دروغین بودم،جملاتی به ذهنم رسید که مثل درد و دل با دل بود.و من این جملات را با اشکی از

 

 چشمم و آهی از قلبم نوشتم،نوشتم تا بگم که من سکوتی کرده ام که شاید این سکوت آخرین فریاد من باشد

 

سکوتی به نام  سکوت مرگ .......

و

 

حالا این جملات کهنه مانند درد و دلی با خوانندگان آن می ماند:

 

ـ-هیچ کس نفهمید...!!!

 

اندوه قلبم را نفهمیدند،چون می خندیدم

 

اشک ریختنم را ندیدند،چون چشمانم خشک بود

 

صدایم را نشنیدند،چون با لبهای بسته فریاد زدم

 

 

شکستنم را نفهمیدند،چون بی صدا خورد شدم

 

نفهمیدند دیوانه شدم،چون آرام و ساکت بودم

 

پیر شدنم را نفهمیدند،چون15 سالم بیشتر نبود

 

خورشیدم غروب کرد،نفهمیدند،چون آسمان دلم را نمی دیدند

 

 

بارانی بود و همه آن را آفتابی دیدند

 

نفهمیدند مردم،چون نفس می کشیدم

 

نفهمیدند چی ی ی ی ی ی کشیدم،چون نمی خواستند بفهمند.....!!!(ویدا)

 

"به یاد تو "

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
   

Image and video hosting by TinyPic 

پروردگارا:

دلم گرفته و دوست دارم مثل ابرهای بهاری  گریه کنم و اشک بریزم

یا یه دل خسته و غمگین  و دلشکسته از  زمونه

به  خاطر بی مهر ی هاش

به خاطر همه چیز و همه کس دلم گرفته

اخه  چرا من !؟

مگه من  چه گناهی مرتکب شد ه ام  که زمونه اینقدر ازارم داد!؟

باز هم در خلوت تنهایی هام  و بی کسی هام به تنها معبودم  پناه می برم

و از  او برای ادامه زندگی ام کمک می خواهم

می خواهم که به حرفهای دلم گوش بده و تسلی خاطرم باشه

تنها اونه که همیشه شنوای  راز های دلمه و هیچگاه خسته نمی شه

خداوندا:

با تو سخن می گویم....تویی که محرم تمام اسرارم بوده و هستی

خدایا نمی دانم  چرا تو این دنیا همه چی فانیه!!

دنیا برام مثل یه  قفسه که  پرنده ای توی اون گرفتاره و از غم دوری

و جدایی از  دوستانش  دیگه ترانه نمی خونه

دیگر شقایق برایم معنی عشق را ندارد

دیگر همه چیز برایم  بی معناست

می خواهم فقط با تو سخن بگویم که همیشه و همه جا پشتیبان من بوده ای

و همدل و همراز زندگی ام

خدایا تو را عاشقانه و عارفانه می پرستم 

چون هر گاه در عمق نگاهم به تو می اندیشم  ارام  می گیرم

خدایا .......نا امیدم   نکن !حرف آخر

 نوشتم با برگ گندوم فراموشم مکن با حرف مردم

 تقدیم به تو؟

 

" به یاد تو "

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
   

     

       این مثنوی حدیث پریشانی من است

      بشنو که سوگنامه ویرانی من است

      حالا به حرفهای غریبت رسیده ام

     فهمیده ام که خوب تو را بد شنیده ام:

جایی که سهم مرگ به جز تازیانه نیست    حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست

ما می رویم چون دلمان جای دیگر است    ما می رویم هر که بماند مخیر است

ما می رویم گر چه ز الطاف دوستان    بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است

ما می رویم مقصدمان نا مشخص است     هر جا رویم بی شک از این شهر بهتر است

از سادگی ست گر  به کسی تکیه کرده ایم    اینجا که گرگ با سگ گله برادر است

ما می رویم نشستن با درد فاجعه است     در عرف ما نشستن یک مرد فاجعه است

بر درب آفتاب پی باج می رویم      ما هم بدون باد به معراج می رویم...!!!

 

" به یاد تو "

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
 

                                

     

کسی رو که دوست داری زود از دست میدی.پیش از اونکه خوب نگاهش کنی.پیش از اونکه تموم حرفاتو به

 

اون بگی،پیش از اونکه تموم لبخنداتو به اون نشون بدی ...مثله پروانه ای زیبا...بال می گیرد و دور می شود.

 

فکر می کردی می تونی تا آخرین روزی که زمین به دور خود می چرخد و خورشید از پشت کوهها سرک می

 

 کشد در کنارش باشی.

 

همیشه انگونه بوده است:

 

کسی را که از دیدنش سیر نشده ای از دنیای تو می رود.وقتی از هر روزی بیشتر به او نیاز داری،وقتی هنوز

 

 ترانه های عاشقی را تا آخر با او نخوانده ای ،نا باورانه او را در کنارت نمی بینی....

 

فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به آن سوی نرده های آسمان خواهی رفت تا صورتت را پراز نور و بوسه کند.

همیشه اینگونه بوده است:

 

او که می رود،برای همیشه می رود!آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش می کنی،از عقربه های

 

ساعت می گریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید.............

 

راستی اگر او هنوز نرفته ،اگر هنوز باد تمام شمع هایت را خاموش نکرده،اگر هنوز می توانی برایش یک گل

 

 بفرستی و غزلی از حافظ بخوانی، پس:

 

قدر همه ی نفسهایش را بدان........!!!

 

 

                                                                                          " به یاد تو "

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
   
 

 

خیلی از دوستان بازدید کننده می پرسند که چرا فضای وبلاگ غمگینه؟!

در جواب این دوستان گفتم شاید بد نباشه که کمی از داستان زندگیم رو بگم :

 

      

 

من از اون دسته بچه هایی بودم که هیچ وقت بچگی نکردم ودر اوج کودکی بزرگ شدم!! وقتی 13 سالم

 

بود،احساس عجیبی داشتم.احساس کردم که زندگی من با یک نگاه جدید شروع شد.این احساسات رو شاید توی

 

کتابهای زیادی خونده باشید ولی من با تمام وجود درک کردم:وقتی که او نبود،احساس دلتنگی شدیدی داشتم و

 

 توی خیالم ساعتها با او صحبت می کردم اما وقتی که می دیدمش یه جورایی لکنت زبان می گرفتم؛به طوری

 

که حرف زدن یادم می رفت.دستام شروع به لرزیدن می کرد و خلاصه که کاملا تعادلم رو از دست می دادم.

 

خیلی سخت بود ولی شیرین ترین لحظات زندگیم بود.بعدها فهمیدم که به این احساسات قشنگ عشق می

 

گفتند.آره،حالا دیگه اون ویدای مغرور تبدیل به یه عاشق دیوانه و مجنون شده بود.اما هیچ وقت او نفهمید که من

 

 بدون اون میمیرم.هیچ وقت نفهمید که با تک تک نفسهایم او را ستایش می کنم.......

..

تمام این احساسات تا 2 سال بعد ادامه داشت،دقیقا تا زمانی که فهمیدم تمام هستی و وجود من عاشق کس دیگری

 

ست و او هم حس های مشترکی با من داشته ولی با این تفاوت که.......................

 

هیچ وقت یادم نمی ره بیست و یکم اردیبهشت بود روزی که روح ویدا رو به خاک سپردم،روزی که احساس

 

در من مرد.

 

من از اون روز تا مدتها بعد روبه یاد ندارم فقط می دونم که دیگه فرق روز و شب رو از هم تشخیص نمی

 

دادم.دیگه هیچی برام مهم نبود.شاید باور نکنید ولی من تا 1 هفته بعد حتی اسم خودم رو هم یادم نمی اومد و از

 

 آن روز بود که : قول دادم به قلبم و خدا      دیگه دل ندم به عشق آدما

 

اللآن یه دختر 18 ساله هستم .دختری که از هرچی عشق و عاشقیه می ترسه. با روحیه ای که خیلی حساس

 

 شده و با هر اتفاق کوچیکی به یاد اون روزا، شب رو با گریه صبح می کنه.

 

الآن مطمئن نیستم ولی فکر کنم کسی رو دوست دارم ولی از یه چیزی مطمئنم : دیگه هیچ کس برای من جای او

 

 را نخواهد گرفت...!!! پس می نویسم:

 

" فقط به یاد تو که تنها ترینی "

 

 

 

خوب حالا به من حق میدید که غمگین بنویسم؟؟؟؟

                                                                                                          

 

                                                                                                                         " به یاد تو "

 

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ویدا
 
 

pictofxt

Lonely Girl Template

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl Template for Blog

vidamaloos

ویدا

http://vidamaloos.blogfa.com

فقط به یاد تو که تنهاترینی

معبود خاموشم!
در خاموشی سوی تو می آیم
سکوت،ستایش من است
سکوت، نیایش من است
سکوت،آیه ی ستایشی ست که برای تو می خوانم
تو صدای سکوت را می شنوی و پاسخ تو سکوت است
سکوت!سکوت!سکوت! !!!ما می رویم گرچه ز الطاف دوستان بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

ویدا ,vidamaloos,http://vidamaloos.blogfa.com, tbf_004, TBF_004, girl, Lonely Girl Template, template, black template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب سياه, دختر, سياه, دختر تنها, قالب تنهايي, قالب دخترانه Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog